تصاویر جبهه و جنگ
نام:
غلامحسین
نام خانوادگی:
صادقی
نام پدر:
محمدجعفر
تاریخ تولد:
1322/01/01
استان تولد:
تهران
شهر تولد:
تهران
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
راهنمایی
رشته تحصیلی:
-
شهر تحصیل:
-
شغل:
نظامی
فرازي از زندگينامه شهيد:
شهيد غلامحسين صادقي در سال1322 در تهران ديده به جهان گشود و تا كلاس ششم نظام قديم كسب علم كرد. شهيد از پيروان حضرت امام (ره) و ولايت فقيه و ائمه اطهار بود و در ايام عزاداري حضرت اباعبدا....(ع) عاشقانه به سوگواري مي پرداخت. او در يك خانواده مسلمان و شيعي رشد كرده بود. ابتدا به شغل كارگري مشغول بود و سپس به استخدام ژاندارمري درآمد. شهيد متأهل و داراي سه فرزند می باشد. شهيد صادقي در بحبوحه انقلاب به صفوف راهپيمايان پيوست و دوشادوش مردم ستم كشيده عليه رژيم ستمشاهي در تظاهرات خياباني شركت مي كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي با عقيدتي سياسي ژاندارمري همكاري نزديك داشت. سرانجام پس از شروع جنگ تحميلي راهي جبهه هاي حق عليه باطل شد و صادقانه در اين راه كارزار نمود و مجروح گرديد. بعد از مدتي بستري بر اثر جراحات وارده، ‌در تاريخ1369/6/9 به خيل شهداي اسلام پيوست. پيكر پاك او بعد از تشييع باشكوه در مزار شهداي شاهين دژ به خاك سپرده شد.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
تاریخ شهادت:
1369/06/09
استان شهادت:
آذربایجان غربی
شهر شهادت:
شاهین دژ
عملیات:
-
منطقه عملیاتی:
-
نحوه شهادت:
-
توضیحات :
-
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
گلزار شهدای شاهین دژ
قطعه دفن:
-
ردیف دفن:
-
شماره قبر:
-
تاریخ خاکسپاری:
-
خاطرات خانم قمر گل احمدي، همسر شهيد غلامحسين صادقي
 
تقريباً36 سال قبل با همسرم آشنا شدم، همسرم اهل تهران بود و به خاطر انتقال وي به شاهين دژ عاملي شد که ما با هم ازدواج کنیم. 36 سال با همسرم زندگي کردم و بهترين دوران زندگيم ‌ام بود، خيلي خوشحال بودم از اينکه با چنين بزرگ مردي ازدواج کردم. هيچ وقت در زندگي‌ام به اندازه نوک سوزن از ايشان ناراحت نشدم، هميشه احساس مي کردم با کسي ازدواج کردم که به دستش بزرگ شدم و از تمامي دردها و غصه هايم خبر دارد و هميشه حکم مادري را برايم داشت. در دوران زندگي با وي به خاطر موقعيت کاري وي از اين شهر به آن شهر مي رفتيم و گاهاً پيش مي آمد که سختي مي کشيدم ولي من به خاطر خوب بودن همسرم هيچ وقت نخواستم به خاطر کارش با او مخالفت کنم. هميشه سعي مي کردم مثل او خوب باشم و مشوق کارهايش باشم چرا که او خوب بود و خوب بودن را به من آموخته بود. در مقابل اين سختيها هميشه سعي داشت از من معذرت خواهي کند ولي من بنا به علاقه اي که به او داشتم خودم را هميشه خوشحال و راضي از کار او نشان مي دادم.
من از همسرم سه تا پسر دارم که خدا را شکر هر سه تاي آنها مثل پدرشان خوب هستند و بعد از شهادت همسرم هيچ وقت جاي خالي او را احساس نکردم، چون این سه  بچه ام جاي او را پر کردند. اخلاق و خصوصيات همسرم در هر سه فرزندم ديده مي شود ولي بيشتر از همه پسر بزرگم هست که نام و خاطره او را برايم زنده نگه داشته، چون تمام حرکات و خصوصيات اخلاقي پسرم به همسرم کشيده است. الان که12 سال است که همسرم شهيد شده سعي کردم من هم جاي خالي شوهرم را در خانه پر کنم، چرا که خوب بودن را از او آموختم و پيش روي خود قرار دادم و خواستم براي بچه هايم الگو باشم هر موقع که بچه هایم از پدرشان مي پرسند مي گويم اگر مي خواهيد به پاي او برسيد بايد فقط تلاش کنيد.
وقتي خبر شهادت همسرم را به من دادند تنها يک چيز به مغزم خطور کرد و آن اين بود که همسرم به آرزويش رسيد، چون واقعاً شهادت را براي خود آرزوي شيرين تلقي مي کرد. در دوران خدمت خود با همکاران و سربازان خود به قدري خوب بوده که اگر تنها بخواهيد با آنها مصاحبه کنيد بهتر و بيشتر به شخصيت بزرگ وي پي مي بريد. محل خدمت وي در دهلران و دزفول و اهواز بود و به عنوان سقا خدمت مي کرد که بعداً شهادت او، من و بچه هايم را به محل خدمت وي بردند تا از نزديک آنجا را ببينيم.
همسرم بهترين همسر دنيا بود و من هيچ وقت پشيمان نيستم که با وي ازدواج کردم. از خدا مي خواهم به من کمک کند تا بتوانم آن طور که همسرم دقت داشت، در نگهداري بچه هايش کوشا باشم و در آخرت پيش همسرم روسفيد باشم و اميدوارم در زير سايه اين انقلاب اسلامي تمامي خانواده هاي شهداء در تمام مراحل زندگي موفق باشند و به آن اندازه انقلاب از ما خانواده ها انتظار دارد، مسيرمان را اسلامي تر نمائيم و نمونه باشيم و در آخر به روح پرفتوح رهبرمان درود مي فرستيم و براي آيت الله خامنه اي آرزوي طول عمر از خداي منان مي کنيم و براي سلامتي تمامي کارکنان دولت اسلامي آرزوي موفقيت داریم و از خدا مي خواهيم کمک مان کند هيچ وقت از مسيرش منحرف نشويم. انشاءالله.
لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/t213828
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد