تصاویر جبهه و جنگ
نام:
مهدی
نام خانوادگی:
امینی
نام پدر:
حسن
تاریخ تولد:
1332/08/01
استان تولد:
west-az
شهر تولد:
ارومیه
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
کارشناسی
رشته تحصیلی:
راه و ساختمان
شهر تحصیل:
علم وصنعت تهران
شغل:
پاسدار _ مهندس

زندگینامه سردار شهید مهندس مهدی امینی
تاریخ تولد : 1332 شمسی
محل تولد : شهرستان ارومیه
نام پدر : حسن
شماره شناسنامه :432
صادره : ارومیه
فرزند سوم خانواده
وضعیت تاهل : متاهل
تعداد فرزندان: ــــــ
پایه تحصیلات متوسطه :1350
محل تحصیل دوره های تحصیلی : ارومیه و تهران
ورود به دانشگاه : 1351
نام دانشگاه : دانشگاه علم و صنعت تهران
رشته تحصیلی : راه و ساختمان
آخرین مدرک دانشگاهی : مهندسی راه و ساختمان
سال اخذ مدرک دانشگاهی : 1356
اعزام به جبهه جنوب : سال 1359 اوایل جنگ تحمیلی
آخرین سمت : فرمانده عملیات سپاه ارومیه
مدت فرماندهی عملیات : از بهمن 1359 لغایت خرداد 1360
تاریخ عروج : 28 خرداد ماه سال 1360 (مصادف با نیمه شعبان)
محل عروج : روستای گوگ تپه مهاباد
مزار شهید: باغ رضوان ارومیه "قطعه شهدا"
دفاع مقدس
با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359، مهدی عاشقانه رو به سوی جبهه های جنوب نهاد . او ابتدا به آبادان رهسپار شد و در آن شهر، در قسمت عملیات مهندسی سپاه به فعالیت پرداخت و چون خرمشهر در خطر سقوط بود به همراه سایر رزمندگان از جبهه آبادان به جبهه خرمشهر عزیمت نمود و در دفاع از خونین شهر عاشقانه و با غیرت تمام جنگید. بطوریکه یکی ازدوستان او تعریف میکند : مهدی در مصاف با متجاوزان بعثی جانانه حملات آنها را با موشکهای آرپی جی جواب میداد. او در یک ساختمان ویرانه ، سنگر گرفته و مقاومت میکرد تا آنجایی که همه فکر میکردند که مهدی شهید شده است . اما بعد از چند ساعتی دیده بودند که او از میان خرابه های آن ساختمان ویران شده با تنی مجروح و خون آلود ، بیرون آمد و خود را به صف رزمندگان رساند.
فرمانده عملیات
در بهمن ماه سال 1359 "مهدی" بنا به دعوت و اصرار مسئولین دفتر هماهنگی و منطق سپاه پاسداران ، از جبهه جنوب به ارومیه مراجعت نمود و با تاکید و دستور شهید بزرگوار جناب حجت السلام محلاتی با عنوان فرمانده عملیات در سپاه پاسداران ارومیه مشغول خدمت شد. در مدت زمانی که ایشان فرمانده عملیات سپاه ارومیه بودند با شهید بزرگوار "مهدی باکری" که آن زمان در جهاد سازندگی به فعالیت مشغول بود ارتباط بسیار نزدیک و صمیمانه ای داشتند . رابطه عاطفی و قلبی این دو شهید آنقدر زیاد بود که پس از شهادت سردار مهدی امینی با فاصله زمانی اندک سردار شهید مهدی باکری جهت تداوم راه شهید بنا به دعوت فرمانده سپاه ارومیه فرماندهی سپاه ارومیه را بر عهده گرفت.
سردار شهید مهدی امینی در طول مدتی که فرماندهی عملیات سپاه ارومیه را بر عهده داشت خدمات ارزنده ای را از خود به یادگار گذاشت که از آن جمله میتوان به مواردی که از نظر نظامی اهمیت خاصی داشت اشاره کرد:
1. از بین بردن تشکیلات منافقین در ارومیه در بهار سال 1360 و دستگیری سران و هواداران آنها قبل از اینکه وارد فاز نظامی شود.
2. پاکسازی جاده ارومیه – سرو ، از لوث وجود اشرار و ضد انقلاب
3. پاکسازی روستاهای منطقه دارلک و گوی تپه مهاباد و آزاد سازی جاده استراتژیک ارومیه و مهاباد – میاندوآب.
4. با این همه آنچه که از مهمترین اقدامات آن شهید بزرگوار میتوان نام برد و تا کنون در اذهان نیزباقی مانده است نقش فرهنگی و اعتقادی او در برخورد با عناصر التقاطی است که ایشان بنحو احسن این مسئولیت را ایفا کردند.
آخرین فرمان
منطقه دارلک در95کیلومتری ارومیه و از بخشهای تابعه شهرستان مهاباد و در 15 کیلومتری شمال این شهرستان در دشتی وسیع واقع شده است.بخش دارلک از چند روستای بزرگ وکوچک تشکیل شده است.
درفاصله سالهای 1357 تا 1360 ،شهرمهاباد به عنوان مرکزتجمع و فرماندهی و برنامه ریزی احزاب مخالف وضدانقلاب واشرار بود.بخش دارلک باتوجه به موقعیت استراتژیکی که داشت،به عنوان اردوگاه آموزشی عوامل ضدانقلاب مورد استفاده قرارمیگرفت وباعنایت به اینکه درمسیرجاده مواصلاتی"ارومیه_مهاباد" و"ارومیه _میاندوآب" قرار داشت،ضدانقلاب تمام قوا وامکاناتش رادراین بخش متمرکز کرده بود.
دشمن باتمرکزنیروهای خوددراین منطقه، علاوه برآنکه ارتباط جنوب استان را بابخشهای دیگرقطع کرده بود،ازموقعیت سرزمینی آن جهت ضربه زدن به نیروهای دولتی نهایت استفاده را می برد.
بمنظورپاکسازی منطقه ازوجودعناصرضدانقلاب ، آخرین جلسه هماهنگی عملیات باحضورفرمانده لشکر64 ارومیه،یکی ازفرماندهان ژاندارمری وفرماندهان سپاه ازجمله مهندس امینی ، معاون عملیات سپاه ارومیه وخلبانان هوانیروز تشکیل می شود وآخرین فرمان صادر میشود.
نیروهای ژاندارمری و لشکر64 ارومیه ازجاده شمال غربی منتهی به دارلک ،نیروهای سپاه ازقسمت غربی روستاهای آن منطقه وجمعی ازنیروهای بسیج ازجنوب غربی واردعمل می شوند.گروهان ضربت سپاه ارومیه به فرماندهی علیرضامکاری نیزبه شرق دارلک هلی برن میشوند واگر شرایط در شرق آن منطقه مساعد نبود گروهان ضربت در غرب رودخانه در محلی بین روستا و رودخانه ، هلی برد خواهد شد تا هنگام عملیات عقبه نیروهای ضد انقلاب نا امن شود و گروهان ضربت بتواند مانع از فرار اشرار و نیروهای ضد انقلاب شود.بدین ترتیب در تاریخ 17 خرداد ماه سال 1360 عملیات "یا مهدی عج" در منطقه عمومی دارلک شکل میگیرد و طی آن حماسه ای بزرگ و کم نظیر از سوی سربازان و پاسداران و بسیجیان مخلص روح الله در کربلای درالک رقم میخورد. نبرد بی امان لشکریان اسلام بویژه گروهان ضربت سپاه ارومیه به فرماندهی شهید غلامرضا مکاری چندین ساعت طول میکشد و سرانجام با نبرد قهرمانانه و مقاومت جانانه ای که به شهادت 36 تن از بهترین فرزندان امام و امت انجامید و بخش دارلک و تمام روستاهای آن پاکسازی شدند. بدین ترتیب حماسه دارلک به عنوان صفحه زرینی در صفحات تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شد و این استان از خطر تجزیه طلبی رهایی یافت.
از پیامدهای مهم این عملیات شکوهمند میتوان به موارد زیل اشاره نمود:
1. آزاد سازی جاده ارتباطی"ارومیه – مهاباد" ، "مهاباد – میاندوآب" و "ارومیه- میاندوآب" .
2. پاکسازی روستاهای منطقه دارلک و گوگ تپه از لوث وجود ضد انقلاب و اشرار .
3. نقطه عطف شدن عملیات منطقه دارلک در انجام عملیات پاکسازی سایر مناطق آلوده استان.
4. انهدام پایگاههای ضد انقلاب در جنوب استان .
5. شکست طرح تجزیه طلبی دشمن.
 

تاریخ شهادت:
1360/03/28
استان شهادت:
آذربایجان غربی
شهر شهادت:
مهاباد
عملیات:
-
منطقه عملیاتی:
دارلک _گوی تپه
نحوه شهادت:
درگيري با اشرار دموکرات
توضیحات :
-
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
-
قطعه دفن:
شهدا
ردیف دفن:
-
شماره قبر:
-
تاریخ خاکسپاری:
-

بنام خدا
ما يک تکليف داريم و آن عمل کردن به احکام است و گوش دادن به فرمان امام و ولايت فقيه، ما مجبور نيستيم که ببينيم نتيجه چه خواهد شد ما به اداي تکليف موظفيم. ان چيزي که ماندگار است افکار اسلامي است ما بايد از کساني خط بگيريم که از افکار ناب اسلامک و ائمه اطهار خط گرفته باشند.
اگر ما روحانيت را از دست بدهيم انقلاب از دست مي رود.
اگر تنها خودم در سپاه اروميه بمانم با زهم از سپاه دفاع و حمايت خواهم کرد.

 

من راه خود را از ميان قلوه سنگها و صخره هي سخت فاتحانه گرچه زخمي و تب آلود، لنگ لنگان و کشان کشان ولي پيروز و قاطع خواهم يافت و چون ميدانم اراده قدرت حاکم بر هستي من نيز بر پيروزي اراده ها و تصميم ها در جهت حق ، تعلق دارد به پيروزي خود اطمينان دارم و اين شکستها را لازم و عضوي از پيکر پيروزي مي دانم و هيچ شکستي عظيم و تکان دهنده براي من نيست زيرا پيروزي من بودن در مسير حق است که شکست من هم پيروزي است.

.    ما يک تکليف داريم و آن عمل کردن به احکام است و گوش دادن به فرمان امام و ولايت فقيه ، ما مجبور نيستيم که ببينيم نتيجه چه خواهد شد ، ما به اداي تکليف موظفيم .

·     آن چيزي که ماندگار است افکار اسلامي است . ما بايد از کساني خط بگيريم که از افکار ناب اسلام و ائمه خط گرفته باشند اين احزاب از روي هوي و هوس برنامه هايي در جهت نفي اسلام و اثبات مباني ضد خدايي دارند و در نهايت نابود شدني اند .

·     اگر ما روحانيت را از دست بدهيم انقلاب از دست مي رود .

·     اگر تنها خودم در سپاه (اروميه) بمانم باز هم از سپاه دفاع و حمايت خواهم کرد .

·     اگر اين جنگ به ما تحميل نمي شد من روزانه حداقل 500 متر شاهراه ميزدم . الآن (منافقان و دشمنان) ما را مجبور کرده اند که کارهاي عمراني را کنار گذاشته و تفنگ بر دوش بگيريم .

 
آخرین کلام فرمانده به روایت از همرزم شهید!
بعداز شهادت تعدادی از برادران سپاه و بسیجی ،18خرداد سال 60سردار شهید امینی که فرمانده عملیات سپاه بود با تعدادی از نیروهای تحت امرش به منطقه دارلک اعزام شدیم. و در اطراف جاده ارومیه به مهاباد مستقر شدیم و از انجا حرکت خویش را آغاز کردیم و پاکسازی را استمرار بخشیدیم و به طرف روستای " گوگ تپه " در محور مهاباد به میاندوآب رفتیم.
پاسی از شب می گذشت که از یمین و یسار و از جلو وعقب زیر آتش ضدانقلاب قرار گرفتیم .ما مشغول تثبیت مواضع و هدایت نیروها بودیم.
نیمه شعبان بود . یک لحظه در این گیر و دار نگاهم به قرص ماه افتاد. با خودم گفتم: خوشا به سعادت کسی که امشب از جمع بچه ها شهید شود!
نزدیکی های صبح شد و الحمدلله دشمن شکست خورد و نتوانست رخنه ای در صف پولادین رزمندگان ایجاد کند و با مقاومت دلیرانه بچه ها علی رغم ان یورش عظیمی که اشرار کرده بود(چون هم از طرف مهاباد،هم میاندوآب و هم بوکان حمایت می شدند) آن منطقه پاکسازی شد.
ان روز (28خردادسال 60)وقتی دشمن عقب نشست. من رفتم سنگر فرماندهی. آقای امینی انجا نبودند.از بچه ها پرسیدم : " از نیروها شهید هم داشتیم؟ " گفتند : سه نفر شهید داشتیم، شهید ستار جوانبخت . شهید احمد بوداقی . " که سومی را اظهار نکردند.
گفتم نفر سوم؟
گفتند: آقا مهدی !
گفتم: آقای امینی!؟
گفتند : بله!
اینجا بود که احساس کردم دنیا روی سرم خراب شد.!
تحمل این لحظاتِ دشوار ، خیلی برایمان سخت بود.
از آن برادری که در لحظه شهادتِ آقا مهدی در کنارش بود، شرح ماوقع را پرسیدم(برایم خیلی مهم بود که در آخرین لحظات زندگی که عصاره زندگی هر کسی، متجلی و متبلور است آن شهید چه کلماتی را بیان کرده است و چه وصیتی داشته است!)
ایشان تعریف می کند:« من یک وقتی را دیدم که آقا مهدی تلو تلو خوران ، دارند به طرف من می آیند و به زانو روی زمین افتادند. من به طرف ایشان دویدم . سرایشان را به زانو گرفتم. دوسه باری صدازدم: آقا مهدی ! آقا مهدی!
جوابی نشنیدم!
انگار در عالمی دیگر بود! همانطور بهت زده ، چشمم به سیمای روحانی اش بود. یک لحظه چشم هایش را گشود و نگاهی به من کرد. دیدم لبهایش تکان می خورد . به دقت که گوش کردم، دیدم جملاتی را باخود زمزمه می کند . سرم را به صورتش خم کردم که شنیدم می گفت:
" یا الله ، یا الله رضاً برضائک،یا غیاث المستغیثین! "
و بعد چشمانش را بست و روحش به ملکوت اعلی پیوست!»
کربلای دارلک
حماسه "دارلک" یکی از حماسه های بزرگ این سرزمین محسوب میشود. هر کس این روز(1۷خرداد ماه سال 60) را به یاد نیاورد دچار خود فراموشی خواهد شد. چرا که آن روز خون ها به جوش آمدند تا خروش فتنه ها به خاموشی گرایند.
 "دارلک" نام تابلوی زیبایی است که بر پیشانی نگار خانه بزرگ استان آذربایجان غربی میدرخشد.
 "دارلک" قلب زخم خورده است که خون فرزندان انقلاب تپش آن را همیشگی کرده است.
"دارلک" منطقه ای است در آذربایجان غربی که به لحاظ مظلومیت شاید بتوان گفت با مظلومیت شهدای هویزه ،شلمچه،فکه،طلائیه و...برابری میکند.
" دارلک" حماسه از جان گذشتگی 36 شهید است که از همه چیز خود گذشتند تا گل های همیشه بهار ایمان را به تماشا بگذارند.
هر سال در روز هفدهم خرداد ماه یاد شهیدان حماسه آفرین "دارلک" گرامی داشته میشود که خون پاک و مطهرشان در دفاع از کیان این مرز و بوم و پاسداری از ارزشها ی والای انقلاب بر زمین نقش بسته و چهره تیره خاک را لاله گون کرده است.
 
براستی که اینان خط شکنان واقعی جبهه حق در مقابل تمامی کفر بودند. اینان هم در مقام ایمان و در مقام عمل مریدان واقعی ولایت بودند و بدین سان هم سرزمین پاک و میهن عزیزمان را از لوث اشرار و متجاوزین پاکسازی نمودند و هم قلب منور و نورانی خویش را از آلودگی های دنیا تطهیر کردند و به مقام و جایگاهی دست یافتند که نام مقدس "شهید" زیبنده نامشان شد.
 حکایت شهدای کربلای دارلک را در هیچ کتابی ننوشته اند ، دارلک و حماسه آن در دل تاریخ در انتظار ترجمه است.
...امینی شهید شده است .مکاری دهقان و ... شهید شده اند ... کسی نمرده است، همه زنده اند.
" وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ "
(آل عمران/۱۶۹)
خدایا "ماندن" دشوار است . در غربت زمین بی یارو یاور "حضور داشتن" خود "غیبت "است. انگار که پشتمان شکسته. زنجیر درد دستهایمان را بسته داغ هجران در سینه مان نشسته است. ما از نبودن آنها رنج میبریم و از بودن خویش در رنجیم ما میدانیم که آنها هستند و ما زنده ی مرده ایم .خدایا خوشا به فرشتگان در گاهت که میزبان یارانمان هستند حالا فرشتگان باید بر خاکشان سجده کنند که اینها اسما تو را خوب اموختند ... 
در دارلک جوانانی شهید شدند جوانانی که سالها باید تا قامتی چون انان بر افرازند و صبری عظیم باید تا نمونه هایی از انان را در اطاعت و تقوای الهیشان بار دیگر در کلاسهای درس و میدانهای نبرد و مسجد و محراب بپرورانند حال رنج مادر زخم پدر اشک خواهر و برادر و کوله باری از رنج و تنهایی که بر پیکر همسران انها سنگینی میکند ، بماند .
باید قبول کرد و اذعان نمود؛
آنها "حر" بودند ، "عمار"بودند ،" ابوذر " بودند و یک کلام " اصحاب امام "بودند و به نور حق پیوستند و طلوع فجر را در پهنه دلها افشاندند.
فرازهایی از سخنان سردار شهید مهدی امینی
.    من راه خود را از میان قلوه سنگها و صخره هی سخت فاتحانه گرچه زخمی و تب آلود، لنگ لنگان و کشان کشان ولی پیروز و قاطع خواهم یافت و چون میدانم اراده قدرت حاکم بر هستی من نیز بر پیروزی اراده ها و تصمیم ها در جهت حق ، تعلق دارد به پیروزی خود اطمینان دارم و این شکستها را لازم و عضوی از پیکر پیروزی می دانم و هیچ شکستی عظیم و تکان دهنده برای من نیست زیرا پیروزی من بودن در مسیر حق است که شکست من هم پیروزی است.
.    ما یک تکلیف داریم و آن عمل کردن به احکام است و گوش دادن به فرمان امام و ولایت فقیه ، ما مجبور نیستیم که ببینیم نتیجه چه خواهد شد ، ما به ادای تکلیف موظفیم .
·     آن چیزی که ماندگار است افکار اسلامی است . ما باید از کسانی خط بگیریم که از افکار ناب اسلام و ائمه خط گرفته باشند این احزاب از روی هوی و هوس برنامه هایی در جهت نفی اسلام و اثبات مبانی ضد خدایی دارند و در نهایت نابود شدنی اند .
·     اگر ما روحانیت را از دست بدهیم انقلاب از دست می رود .
·     اگر تنها خودم در سپاه (ارومیه) بمانم باز هم از سپاه دفاع و حمایت خواهم کرد .
·     اگر این جنگ به ما تحمیل نمی شد من روزانه حداقل 500 متر شاهراه میزدم . الآن (منافقان و دشمنان) ما را مجبور کرده اند که کارهای عمرانی را کنار گذاشته و تفنگ بر دوش بگیریم . 
 

لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/t10570
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد