تصاویر جبهه و جنگ
نام:
عبدالله
نام خانوادگی:
زارع اندریان
نام پدر:
عزت الله
تاریخ تولد:
1314/05/04
استان تولد:
west-az
شهر تولد:
ارومیه
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
دیپلم
رشته تحصیلی:
-
شهر تحصیل:
-
شغل:
پاسدار
بسمه تعالي
زندگينامه شهيد گرانقدر عبداله زارع اندريان:
     شهيد عبداله زارع اندريان درتاريخ04/05/1314 در يک خانواده مذهبي ، در روستاي اندريان ازتوابع بخش ارسباران، شهرستان اهر(آذربايجان شرقي) پا به عرصه هستي گذاشت، اومدتي پس از تولد، مادرش را براثر بيماري ازدست داد، ايشان سواد خواندن ونوشتن قرآني را  از روحاني مسجد روستايشان آموختند،پدرشان آقا عزت اله، استادکار فرشبافي ونجار ماهري بودندکه براي کار به شهرتبريز مي رفتند ودر تيمچه ي يکه توکانلار  ( راسته مغازه هاي بزرگ) شهرتبريز چند دهانه مغازه داشتند که منزلشان درخيابان شهناز تبريز بود، شغل اصلي روستائيان در فصول گرم سال،کشاورزي ودامداري ودر فصول سرد سال، قالي بافي بود ، براثر هوش واستعداد فراوان ايشان در همان ايام نوجواني به درجه استادي فرشبافي رسيدند،باتوجه به آداب ورسوم روستاييان که در روستاها، دختران وپسران نوجوان وجوان پس از رسيدن به سن بلوغ ازدواج مي کردند، ايشان نيز با دختري از فاميل پدريشان، درسن 16 سالگي با فاصله  اختلاف سني 2 سال، باهم ازدواج  کردند که پس از چند سال براي بازاريابي و فروش بهتر فرشهاي دست باف به تبريز مراجعت ودر آنجا کارگاه فرشبافي تاسيس وچندين نفر را مشغول بکار مي کنند، و همچنين در کنار کار مشغول به تحصيل شدند ، باتوجه به بکر بودن بازار اروميه در آن زمان مناسب بوده و از آب وهواي خوبي برخوردار بود ، با پسرعموي خود به همراه خانوادهايشان به اروميه مهاجرت کرده و ايجاد کارگاه فرش بافي نموه و همچنين با توجه به بازار خوب ميوه به ميوه فروشي نيز در کنارکارگاه فرش روي مي آورند و سرانجام در اروميه باني احداث ميدان ميوه وتره بارمرکزي شده و يک غرفه مغازه ميوه فروشي خريداري و چند دهنه مغازه ديگر نيز اجاره و از شهرهاي مختلف ايران ميوه خريداري  و به کل استان آذربايجان غربي فرخته و ارسال مي نمودند و در شهرستان اروميه فروخته و پخش مي نمودند.
 در زمان قبل از انقلاب همراه کار به فعاليتهاي مذهبي مشغول بوده و هميشه در مراسمات مذهبي مسجدمحل کار ومسجد محل سکونت شرکت داشتند واز خيرين ونيکوکاران محل خويش بودند،ايشان از مقلدين امام خميني (ق- س) بودند که پس از اوج گيري نهضت انقلاب اسلامي به همراه خانواده خود به صفوف معترضين وانقلابيون ضدنظام شاهنشاهي در اروميه پيوسته ودر تظاهرات وراهپيمائيها وفعاليتهاي سياسي شرکت فعال داشتندکه چندين بار نيز از طرف عوامل رژيم شاهنشاهي تهديدشده بودند،پس ازپيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي،  عضو کميته انقلاب اسلامي مي شوند ودر آن زمان از زندگي ورفاه خوبي برخوردار بودند ، با توجه به فرمان جهاد امام خميني(ق- س)، دست از ماديات واموردنيوي وخانواده خويش برداشتنه وهمراه بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درتيپ ويژه 23 تکاوري حمزه سيدشهداء استان آذربايجان غربي عضويت درآمدند وطي چندين بار اعزام به مناطق جنگي الخصوص کردستان ، نهايتاً در آخرين عملياتي که براي کمک رساني به پايگاهي روستاي حماملر بخش سرو که  درمحاصره نيروهاي ضدانقلاب کومله ودمکرات گرفتاربودند، اعزام مي شوندکه پس از رشادتها وکشتن تعداد معدودي از عناصر وابسته ي خودباخته کومله ودمکرات و پس از آزاد سازي پايگاه  در مسير برگشت در کمين اين عناصر ضد انقلاب قرار گرفته و  مورخ 07/01/ 1362  بر اثراصابت مستقيم چند گلوله اسلحه قناسه دوربين دار ، دعوت حق را لبيک گفته و در روز شروع سال تحصيلي جديد، در مدرسه عشق وشهادت الهي ثبت نام و پا مي گذراند، روحشان شاد و روانشان گرامي باد ، از اين شهيد گرانقدر 5 فرزند ( 4 پسر و 1 دختر) به يادگار مانده است.
           
                                                                                     التماس دعا
                                                                                 

 

تاریخ شهادت:
1362/07/01
استان شهادت:
آذربایجان غربی
شهر شهادت:
سرو
عملیات:
-
منطقه عملیاتی:
پایگاه حماملر
نحوه شهادت:
براثر اصابت گلوله حزب دموکرات
توضیحات :
-
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
-
قطعه دفن:
-
ردیف دفن:
-
شماره قبر:
-
تاریخ خاکسپاری:
-
سلام خدمت امام عصر (عج)  و امام خميني (ره) نايب بر حق ايشان و تمامي شهداي اسلام
اينجانب عبداله زارع اندريان فرزند عزت اله بر حسب وظيفه شرعي و ديني در صحت و سلامت کامل وصيت مي نمايم، اکنون که شما خانواده محترم بنده اين وصيت نامه را مي خوانيد. من در پيشگاه پروردگارم روزي مي خورم ; اول از همه مي خواهم از همسر با وفايم دختر عموي عزيزم که يار و غمخوار همه زندگي بوده تشکر و قدرداني بکنم. گوهر جان مرا حلال کن. آن روزي که لباس رزم پوشيدم و خواستم اعزام شوم به پاهايم حلقه زدي و فرزند کوچکم را چون علي اصغر جلوي پاهايم گرفتي گريستم ولي رفتم. آن روز نتوانستم سخني بگويم ولي حالا برايت مي نويسم: اي يار وفادارم دو دليل باعث شد که به همه چيز دنيا پشت کنم  و بروم اولا من به خاطر حفظ دين اسلام و حريت آزادگي کشورم و پيروي از سالار شهيدان و لبيک به نداي امام خميني(ره) مجتهد و نايب برحق امام عصر(عج) دوما: من نمي توانستم تحمل کنم صدام و صداميان درب خانه ام را چون اسرائيليان اشغالگر بشکنند و جان و مال و ناموسم را مورد تعرض قرار دهند و من به قول مولايم علي (ع) که در حمله شهر انبار گفت: اي کوفيان کساني که اين سخنان را بشنوند و از شرم بميرند بايد تعجب نکرد. همسر وفادارم مرا بي وفا تصور نکنند که چرا تو و پنج فرزند صغير خود را تنها مي گذارم و ميروم. من شما را به کسي مي سپارم که هر چه داريم از اوست. به امام کبيرمان و ياران با وفايشان مي سپارم.
 
نمي توانستيد اين قطره هاي ناچيز را از رسيدن به درياي بيکران الهي باز داري چرا که کربلا بر او طلبيده است. ابرهه با تانکهايش براي ويراني اين مرز و بوم آمد که درخت نوپاي انقلاب اسلامي ويران کند. من و همرزمانم خونهايمان را فداي حفظ آرمانهاي اسلامي و حريت خاکم ايران نکنيم پس چه کسي به داد ما خواهد رسيد. اي همسر وفادارم من شما را به خانم زينب کبري مي سپارم و دعاي صبر و بردباري براي شما و فرزندانم مي کنم.
در نماز و روزه ديني ندارم. فرزندانم پسر بزرگم يداله و يگانه دخترم رقيه و اسداله و قدرت اله و محمد مهدي شما تنها سرمايه هاي من و ثمره زندگي من هستيداميدوارم که پيرو راه امام کبير باشيد و در تمامي مراحل زندگي خداوند متعال را فراموش نکنيد و حبل الله چنگ زنيد و تقوا پيشه کنيد که همه به سوي اوييم مراقب يکديگر باشيد و مادرتان را که رنجهاي فراواني کشيده است تنها نگذاريد. خدايا ما را با شهداي کربلا محشور بفرما. همه تان را به خداوند منان مي سپارم.
 
لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/t102467
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد