تصاویر جبهه و جنگ
چاپ

شناسه : 85 گروه : منطقه عملیاتی | منتشر شده در تاریخ: 1396/03/27 7:53

عملیات پاکسازی روستا و محور مائین بلاغ
عملیات پاکسازی روستا و محور مائین بلاغ
عملیات پاکسازی روستا و محور مائین بلاغ
هماهنگی فرمانده سپاه تکاب با فرماندهان سپاه کردستان و اعلام آمادگی در انجام عملیات بمنظور پاکسازی روستا و گردنه مهم مائین بلاغ و یازده کیلومتر ادامه جاده تکاب به شاهیندژ در تاریخ 12 / 4/ 1360 مقدمات

هماهنگی فرمانده سپاه تکاب با فرماندهان سپاه کردستان و اعلام آمادگی در
انجام عملیات بمنظور پاکسازی روستا و گردنه مهم مائین بلاغ و یازده کیلومتر ادامه
جاده تکاب به شاهیندژ در تاریخ 12 / 4/ 1360 مقدمات طرح عملیات و هماهنگی با
سایر یگانهای ارتش ، ژاندارمری مستقر در تکاب و نیروهای مردمی صورت گرفته
و سازماندهی نیروها و تجهیزات و ادوات جنگی آماده و تا نزدیکی روستای چوپلو
در مقر ارتش مستقر و آماده می شوند که ارتش با سازمان گردان پیاده 130 و
ادوات و تجهیزات از جمله دو قبضه تفنگ 106 و تیربار کالیبر 50 با دو قبضه
توپ 105 و نیروهای سپاه در قالب سه دسته رزمی هر دسته بیش از 30 نفر و
تجهیزات تفنگ 106 و تیربار کالیبر 50 و چند قبضه تیربار ام ژ س و آ 6 و دوش
پرتاب آر پی چی و سلاح انفرادی کلاشینکف و ژ 3 و نارنجک انداز که اغلب در
دست نیروها بوده و سحرگاه در کنار جاده و ارتفاعات مشرف به جاده و روستاها
حرکت کرده و ضمن حفظ آرایش خود به پیشروی ادامه می دهند و در مرحله
اول روستای چوپلو و ارتفاعات مشرف و جاده را پاکسازی کرده و کنترل آن را به
دست خود گرفته و در آن برای ادامه عملیات مستقر می شوند که ضدانقلاب بر
اثر سرعت عمل و قدرت آتش نیروها هیچ عکس العملی از خود بروز نداده و نقاط

مورد هدف را تخلیه و به روستای گوی آغاج و ارتفاعات آن متواری شده و موضع
می گیرند در تاریخ 17 / 4/ 1360 ادامه عملیات برای پاکسازی روستای گوی آغاج
و ارتفاعات مشرف بر آن آغاز می شود که نیروهای سپاه با آرایش مخصوص خود
و با پشتیبانی ادوات و توپخانه سپاه و ارتش و با احتیاط قرار دادن نیروهای ارتش
عملیات را آغاز و به پیشروی ادامه می دهند و بعد از عبور از ارتفاعات و گذر از کنار
جاده و دره منتهی بر گوی آغاج و ارتفاعات آن با ضدانقلاب موضع گرفته و آماده
به درگیری می شوند و از دو جناح سمت روستا و مسیر جاده و ارتفاعات مشرف بر
جاده درگیری و جنگ شدت پیدا می کند به علت تسلط ضدانقلاب از نظر زمین،
دید و تیر مستقیم به نیروهای عمل کننده ومقاومت آنان رزمندگان اسلام ناگزیر
زمین گیر شده و به مقابله پرداخته و با استفاده از آتش پشتیبانی ادوات و تیربارها
مواضع آنان را زیر آتش گرفته و تلفاتی وارد می نماید و بعد از سه ساعت جنگ
و ضربه زدن به دشمن از مواضع خود خارج و به سوی هدف پیشروی می نماید
که بعد از یک ساعت درگیری نزدیک و نفس گیر و بعضاً تن به تن با رشادت و
شجاعت کامل موفق می شوند به نقطه مشرف بالای گوی آغاج دسترسی پیدا کرده
و سپس به تصرف خود درآورند و در جناح چپ نیروهای سپاه همراه با گروهی
از ارتش به داخل روستای گوی آغاج نفوذ کرده و ضدانقلاب را از داخل روستا به
ارتفاعات متواری می سازد و درگیری به صورت پراکنده در گوی آغاج و ارتفاعات
اطراف تا نزدیکی غروب و تاریکی هوا ادامه پیدا می کند و نیروهای عمل کننده
در ارتفاعات و مقر حزب دموکرات )هیزافشار( مستقر شده و پایگاه ایجاد می کنند
و در این عملیات تلفات عمده بر دشمن وارد شده و دو نفر از نیروهای خودی از
جمله قدرت الله کاظمی به شهادت می رسد. که با سپری شدن شب و آغاز صبح
برای ادامه نبرد، نیروها آماده شده و با استفاده از موفقیت بدست آمده برای ادامه
پاکسازی و تصرف ارتفاعات و گردنه و روستای مهم مائین بلاغ حرکت می کنند و
از همان ابتدا در مسیر با ضدانقلاب که روحیه خودشان را از دست داده بودند به
صورت پراکنده درگیر شده و با قدرت آتش رزمندگان اسلام مواجه و مجبور به
عقب نشینی می شوند و رزمندگان به پیشروی خود ادامه داده بر ارتفاعات مسلط
شده و روستای مائین بلاغ را که مرکز و مقر مهم حزب دموکرات به حساب می آمد
به محاصره خود درآورده به داخل روستا نفوذ می کنند و با حضور نیروهای اسلام و
قدرت عملشان ضدانقلاب مجبور به تخلیه روستا شده و متواری شدن به اطراف و
روستای صفیارخان و اینچه را ترجیح می دهند و با کاوش وجستجوی نیروها بغیر
از مقر خالی شده و وسایل بجا مانده در ساختمان و مقر حزب خبری از آنان بدست
نمی آید و برای تحکیم مواضع و بررسی بیشتر وضعیت حزب یک سلسله اقدامات

اطلاعاتی و امنیتی از سوی فرماندهان به اجرا درآمده که موجب ضریب اطمینان
بیشتر از نظر اطلاعاتی و عملیات میگردید و به دنبال آن با همراهی گروهی از
نیروهای ارتش، نیروهای سپاه در دو نقطه ساختمان راهدارخانه و تپه مشرف بر
جاده به ایجاد پایگاه و مواضع پرداخته و با سنگر بندی در آن مستقر می شوند به
این ترتیب یازده کیلومتر از کیلومتر 24 تا 35 جاده تکاب به شاهیندژ که از نقاط
مهم و عوارض حساس به حساب می آمد پاکسازی شده و روستاهای مهم از جمله
چوپلو ، گوی آغاج و مائین بلاغ آزاد و بدست رزمندگان اسلام می افتد که این
عملیات یکی از مهمترین و بزرگترین عملیات ها در طول دوران جنگ و نبرد دوم با
ضدانقلاب در منطقه افشار به حساب می آید که ضدانقلاب در این مرحله از عملیات
بیش از سی و پنچ نفر تلفات کشته و بیش از بیست نفر زخمی متحمل شده وبا از
دست دادن این سه روستا و جاده و گردنه ارتفاعات مائین بلاغ و گوی آغاج ضربه
سخت و غیرقابل جبران بر آنان وارد آمده و بیشتر موجب امن شدن منطقه تکاب
بویژه در محور حسن آباد به تخت سلیمان و روستاهای اطراف میگردید. بازتاب
تصرف مائین بلاغ برای نیروهای خودی و مردم تکاب روحیه بخش و امید آفرین
بود که موجبات تحسین و امتنان فرماندهان سپاه کردستان را فراهم کرد و برای
ضدانقلاب روحیه شکن و یاس آور بوده و با اجرای عملیاتهای شبانه و پی در پی
سعی بر بازپس گیری آن را داشته اند.
از اویل سال 1358 تا تاریخ 18 / 4/ 1360 روستای سوق الجیشی و مهم مائین
بلاغ در تصرف و اختیار ضدانقلاب بوده و از این موقعیت بعنوان محور ثقل عملیاتی
و پشتیبانی پایگاه مرکزی استفاده می نموده و در تقویت سایر مناطق از آن بهره
می جستند و جنایت های سهمگینی مرتکب می شدند که منجر به شهادت گروه
گرو از مردم بی گناه می شد. تصرف روستا و گردنه مائین بلاغ و سقوط روستای
مهم گوی آغاج خواب خرگوشی را از سر سران ضدانقلاب می پراند و متوجه می
شوند چه شکست سنگینی را متحمل شدند که ادامه عملیات بوسیله رزمندگان
در محور تکاب شاهیندژ و دستیابی رزمندگان به منطقه و ارتفاعات مهم سورسات
و بیان و محدوده سد شهید کاظمی بوکان موقعیت نظامی حزب دموکرات را که
در شهر بوکان و محدوده آن را در تصرف خود داشتند خطر جدی محسوب شده و
شکست پذیری آنان را فراهم می آورد و لذا برای باز پس گیری از دست رزمندگان
و استقرار مجدد در مائین بلاغ برای ضدانقلاب بسیار مهم و اساسی تلقی می شد
بر همین اساس با جمع آوری نیروهای خود در منطقه افشار شاهین دژ و بوکان در
تدارک حمله سخت و شکننده به مائین بلاغ و پایگاه رزمندگان اسلام شدند که در
تاریخ 18 / 4/ 1360 ساعت 10 شب با تمام توان و قدرت خود به مائین بلاغ و مواضع

نیروهای اسلام هجوم وسیعی را آغاز می کنند که در ابتدا درگیری با شلیک چندین
موشک آر پی جی 7 رگبار شدید و پرتاب نارنجک های دستی به سنگرها و مقابله
شدید رزمندگان از قدرت و شدت آتش و نبرد سخت حکایت می نماید از همان
ابتدا هلهله آواز خوانی محلی و سرود ضدانقلاب توام با جنگ روانی بوده و سعی در
تضعیف روحیه نیروها داشتند و با نفوذ در داخل پایگاه و سنگرها که بدون استحکام
و مبانی نظامی بوده جنگ تن به تن و کشمکش آغاز می گردد. رشادت، پایمردی
و شجاعت وصف ناپذیر رزمندگان گروه مهاجم را به داخل سنگرها ناکام گذاشته و
با بجا گذاشتن تلفات، مجبور به فرار می شدند البته در یکی از سنگرها یک نفر از
درجه داران ارتش که در کنار برادران سپاهی حضور داشت به اسارت آنان در آمده
و با خود می برند. درگیری با همان شدت و قدرت خود ساعت ها ادامه پیدا کرده،
تا اینکه در نزدیکی صبح ضدانقلاب سرخورده و ناامید از پیروزی دست از جنگ
برداشته و به عقب برمیگردد که طرح تصرف پایگاه مائین بلاغ با رشادت رزمندگان
با شکست مواجه شده و برای حملات مجدد در شب های بعد خودشان را با شگرد
ها و طرحهای جدید آماده می کنند با آغاز صبح و طلوع خورشید مناظر عجیب
و حیرت انگیز بعد از یک شب طولانی در نبرد خونین بین گروهی از رزمندگان
شجاع و فداکار و عاشق به خدای سبحان باضد انقلاب و ترسیم جلوه هایی از عشق
در نبردی الهام گرفته از سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین )ع( به
نمایش گذاشته شده است دراطراف سنگرها و محل درگیری تعدادی از لاشه های
ضدانقلاب به چشم می خورد اسلحه و مهمات بجا مانده در اطراف پراکنده بود
سنگرهای با گونی ساخته شده متلاشی و ساختمان بر اثر آرپی جی و تیر سوراخ
و بهم ریخته چند تن از جمله محمود رستمی و رضا بیگلری از نیروهای اسلام به
شهادت رسیده و بیش از سی نفر از نیروهای ارتش و سپاه به سختی مجروح شدند
گرد و غبار، دود و آتش باروت چهره و رخسار رزمندگان را پوشانده است زخمی ها
و مضروبین بدون دارو و پانسمان با خدای خود نجوا نموده و با نظر به پیکر شهدا
حسرت شهادت در دل می کشیدند. مردم روستا که بیش از 30 ماه میزبان مهمان
شوم و ناخوانده و جنایتکار بودند در سکوت و خفای مطلق فرو رفته انگار سالیانی
است در آن سکونتی وجود ندارد.

در شب درگیری با بسته شدن تمام راههای ورودی مائین بلاغ بوسیله کمین
ضدانقلاب و قطع ارتباط پایگاه با عقبه و در محاصره کامل بودن نگرانی فرماندهان
را موجب گشته و برای مهمات رسانی دارو و آذوقه هر تلاشی بی نتیجه ماند و
خطر تمام شدن مهمات رزمندگان را تهدید می نمود به محض طلوع آفتاب نیروی
احتیاط و امداد رسانی، امدادگر و آمبولانس به پایگاه رسیده و با انتقال مجروحان و
تقویت پایگاه با نیروهای تازه نفس به پاکسازی سنگرها و تقویت آن اقدام می نمایند
که جان و روح تازه ای در آن دمیده و آماده برای هر فداکاری می باشند و با بدست
آوردن تجربه شب درگیری برای دفع تجاوز و تهاجم ضدانقلاب و رفع نقاط ضعف
ها و تقویت نقاط قوت اقداماتی صورت گرفت. با وجود مهم بودن منطقه و حساسیت
پایگاه رزمندگان برای حفظ آن تمام توان خود را بکار گرفته و با پایمردی از آن
دفاع می نمایند و ضدانقلاب نیز هرچه در توان دارد برای بازپس گیری آن به میدان
می آورد که می توان ادعا کرد این پایگاه از تاریخ تصرف و پاکسازی تا یک ماه بعد
هر شب مورد هجوم قرار گرفته و بعد از آن نیز هرآنگاهی با درگیری های سخت
مواجه می شود که ضدانقلاب را در دستیابی مجدد به آن ناکام گذاشته که بناچار در
آن سوی مائین بلاغ کوه کمر زرد و روستای بلوز، کوه بردرش و روستای صفیارخان
و اینچه و درکوه سورسات مستقر می شوند و با دید تیر مستقیم بر جاده مسلط
شده و مواضع رزمندگان اسلام در زیر آتش قرار می دهند و در بالای کوه سورسات
با تحکیم موضع خود و استقرار تیربار کالیبر 50 و تفنگ 106 تحرک رزمندگان
اسلام را زیر نظر گرفته وتا بعد از یک سال با آغاز عملیات وضعیت به همین منوال
ادامه پیدا می کند که درگیری های مورخه 18 و 21 و 24 و 27 و 29 و 30 / 4/ 1360 از
مهمترین و سخت ترین درگیری ها بود که بر اثر آن دو تن از پاسداران تکاب بنام
محمد رضا بیگلری و محمود رستمی 18 / 4/ 1360 شهید و تعدادی نیز مجروح شده
و به ضدانقلاب تلفات سنگینی وارد آمده است.
با تصرف منطقه مائین بلاغ و تسلط رزمندگان اسلام بر آن بخش عمده شمال
و شمال غربی تکاب پاکسازی گردیده و رزمندگان اسلام بر آن سرزمین تسلط و

دست ضدانقلاب را از آن کوتاه و امنیت نسبی را برقرار می نمایند و مردم منطقه
با وجود اینکه مدتی در تحت تسلط ضدانقلاب قرار داشتند روزگار خود را با سختی
سپری کرده و آسیب فراوانی دیده بودند احساس خوشحالی نموده آرام آرام به کار
و کشاورزی و گذران زندگی خود برگشته و احساس آرامش می کردند و با یاری
رساندن به نیروهای اسلام آنان نیز برای حفاظت و حراست منطقه خود و کوتاه
کردن دست اشرار برای همکاری با رزمندگان ابراز تمایل می نمودند که این خود
جای خوشحالی و امیدواری را در جهت استقرار امنیت و خلاصی یافتن از فتنه و
شرارت ضدانقلاب به دنبال داشته و ناامیدی و سرخوردگی را برای فتنه جویان در
پی داشته است.در درگیری و پاکسازی روستای مائین بلاغ و استفاده ضدانقلاب
از مردم در دفاع از خود که جان ، مال و زندگی مردم را در دفاع از خود به خطر
می انداختند و از مردم به عنوان سپر دفاعی استفاده کرده و خود را در پوشش
اجتماع مردم حفظ می نمودند گروهی از مردم مائین بلاغ را برای کمک رسانی و
سپر قرار دادن خودشان به صحنه نبرد کشانده و بعد از شکست آنان را در بینابین
آتش طرفین درگیر رها کرده و متواری می شوند که رزمندگان اسلام تعداد حدود
بیست نفر آنان را دستگیر کرده و به پایگاه خود آورده و برای بررسی بیشتر در
فرصت مناسب در اتاقی محفوظ نگه می دارند که بعد از درگیری پاکسازی با هجوم
مجدد ضدانقلاب به پایگاه مواجه شده و فرصت و مجال رسیدگی به امور اطلاعاتی
آنان را پیدا نمی کنند بعد از پایان درگیری صبح روز بعد بعلت نبود انسجام و از
هم پاشیدگی انسجام نیروها و بدون آگاهی مسئولین پایگاه که در بحران روانی و
مدیریتی و انسانی قرار داشتند و بر اثر احساسات چند تن از عناصر غیر مسئول
موجود در پایگاه و خارج کردن افراد مذکور و رها و روانه کردنشان به روستا هدف
تیر اندازی مشکوکی قرار گرفته و تعداد هفت نفر از آنان کشته و مجروح می شوند
این امر موجب تأسف و خشم مسئولین و رزمندگان را برانگیخته با وجود اینکه
تیراندازی مشکوک بنظر می رسید عوامل احتمالی به رده های مافوق و قضایی
معرفی شدند که بعد از سالها جریان پرونده با پرداخت غرامت )دیه( به کشته
شدگان و نامشخص بودن عامل پرونده مختومه می شود این موضوع بعنوان یک
حادثه تأسف بار در روند پیروزی رزمندگان اسلام ذائقه را تلخ می نماید.

لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/s85
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد