تصاویر جبهه و جنگ
چاپ

شناسه : 261722 گروه : |مطالب| | منتشر شده در تاریخ: 1398/06/07 11:36

کتاب بچه‌های ممد گره به قلم حمید حسام(1)
کتاب بچه‌های ممد گره به قلم حمید حسام(1)
خاطرات دیده بانی گردان های ادوات و توپخانه/ لشکر 32 انصار الحسین
 
قصه چاه 
 
کار قبضه چی و دیده بان لازم و ملزوم هم بودند اگر یکی درست کار نمی کرد، تلاش دیگری بی نتیجه بود. همین پیوند کاری، باعث رفاقت و پیوند دلی ما قبضه چی ها با دیده بان ها می شد.
علی جربان دیده بان بود و من با قبضه های 120 برای او آتش میفرستادم تا اینکه پس از چند شبانه روز خستگی و بی خوابی و مقابله با پاتک های زرهی و پیاده دشمن، جبهه آرام شد و ما به عقب برگشتیم.
عقبه ی ما در راس البیشه، شانه به شانه خلیج فارس بود اما از آب خوردن بی بهره بودیم. علی گفت: ((سید کمک میکنی که اینجا چاه بکنیم تا به آب برسیم؟!))
گفتم: ((قبضه چی همیشه کنار دیده بان است تو جان بخواه علی جان))
با همه خستگی و بی خوابی در شب های گذشته، خواب را بر خودمان حرام کردیم. آن قدر کندیم تا پس از 6 متر به آب رسیدیم.
خبر این چاه همه جا پیچید و بچه هایی که تشنه یک جرعه آب گوارا بودند از آن به بعد میهمان گاه و بی گاه این چاه شدند.
فکر میکردم که با این خستگی اگر یک ماه بخوابم، باز کم است. دو، سه روز بیشتر آنجا نبودیم که گفتند: ((علی جربان به خط رفت))
من همان جا ماندم و هربار کنار چاه می رفتم، یاد علی و عرق ریختن او برای کندن چاه می افتادم، مدتی بعد خبر رسید که علی جربان شهید شده است. 
 
 
 
 
شناسنامه خاطره: ((راوی: سید محمد موسوی، مسئول قبضه خمپاره 120، گردان ادوات لشگر انصارالحسین. زمان و مکان وقوع خاطره: استان بصره، کنار شهر فاو، فروردین 1365))
 
 
 
 
 
لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/s261722
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد