تصاویر جبهه و جنگ
چاپ

شناسه : 261674 گروه : |اخبار کنگره| |اخبار فضای مجازی| |مطالب| | منتشر شده در تاریخ: 1397/12/13 11:17

خانه خانه‌ی ماست(2)
خانه خانه‌ی ماست(2)
خاطرات تعدادی از رزمندگان استان آذربایجان‌غربی از عملیات آزادسازی خرمشهر(بیت‌المقدس)
خانه خانه‌ی ماست
روایت دوم: صفر حبشی
 
در مرحله اول عملیات بیت المقدس من با مقصود بودم. می‌دیدم که او چگونه و با چه شهامتی در زیر آتش شدید دشمن، آرپی جی بر دوش به شکار تانک‌های عراقی می‌رفت و هر بار با نشانه‌گیری دقیق خود یکی از آن غول‌های آهنی را که با دهان آتشین خود به صف خسته و بی‌رمق رزمندگان ما یورش می‌برد، در میان آتش و دود انفجاری مهیب خاموش و بی حرکت می‌کرد. مدتی بعد وقتی منطقه آرام گرفت و غریو گلوله و انفجار فرونشست، صدای گریه‌ی تلخی مرا به سنگر او کشاند دیدم در گوشه‌ی سنگر زانوانش را بغل گرفته است و سرش را روی زانوهایش گذاشته و های های با شانه‌های لرزان زار می‌زند. جلو رفتم دست روی شانه‌ی او گذاشتم و با ناباوری پرسیدم: (مقصود چرا گریه می‌کنی؟ زخمی شده‌ای)
با چشمانی خیس و بارانی لحظه‌ای به من نگاه کرد و آنگاه آهسته گفت: نه زحمی نشده‌ام می‌ترسم به شوق آنچه به جبهه آمده‌ام نرسم. می‌دانی من از خدایم خواسته‌ام وقتی که قرار است بمیرم چه زیباتر که شهادت را نصیبم کند.
در مرحله دوم عملیات بیت المقدس وقتی که دشمن بعثی با فرا رسیدن تاریکی برای مدتی آتشباری خود را بر سر رزمندگان قطع کرده بود و دست از صدای رعدآسای انفجار گلوله‌های توپ و بمب و خمپاره آرام گرفته بود و دود و گرد و غبار در افق در حال محو شدن بود، رزمندگان خسته و خاک آلود اینجا و آنجا در میان سنگرهایشان ولو شده بودند تا لحظاتی را از خستگی پلک بر هم بگذارند و بر سر و سینه‌ی سنگر خیال را به خواب خستگی ببرند. مقصود را دیدم که کلمنی پر از شربت را در دست گرفته و در میان تاریکی به سنگرهای آرمیده در خاموشی سر می‌زند و به هر کس که می‌رسد لیوانی را از شربت پر می‌کند و با تعارف به طرف می‌گوید: بفرما این هم کوثر شلمچه! این هم شراب ناب.
و هر وقت کسی از او می‌پرسید مقصود تو چرا خودت از این شریت نمی‌خوری؟
چشمانش برقی می زد و می‌گفت: من امشب سرمست شراب عشقم. گویی ندایی در جانم طنین انداخته است که امروز را افطار نکن تا جام جانت را از کوثر علوی و زمزم نبوی لبریز سازیم! و عاقبت آن شد که می‌خواست و می طلبید. شهادت در راه معبود ازلی تنها خواسته‌ی او بود که بدان نائل شد. روحش شاد.
لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/s261674
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد