تصاویر جبهه و جنگ
چاپ

شناسه : 261662 گروه : |اخبار کنگره| |اخبار فضای مجازی| |مطالب| | منتشر شده در تاریخ: 1397/12/01 9:56

خانه خانه‌ی ماست(1)
خانه خانه‌ی ماست(1)
خاطرات تعدادی از رزمندگان استان آذربایجان‌غربی از عملیات آزادسازی خرمشهر(بیت‌المقدس)
خانه خانه‌ی ماست
روایت اول: حمید باکری
 
در شب نوزدهم اردیبهشت‌ماه نیروهای حمید آقا در مرز مشترک با عراقی‌ها مستقر شدند. به آنها گفته بودند باید یک کیلومتر جلوتر از دژ مرزی بروید، آنگاه به سمت چپ بپیچید و بروید به طرف شلمچه. با شروع عملیات، یک دفعه ده‌ها و شاید صدها مسلسل ضدهوایی بر سر نیروهای گردان حمید شروع به ریختن آتش کردند. 
شب سختی بود و نمی‌دانم چه تعداد از نیروهایمان شهید یا مجروح شده بودند. وقتی نزدیک شلمچه مستقر شدیم، از گروهانمان تنها هشت نفر نیرو باقی مانده بود(1). در ساعات آغازین شب عملیات در مرحله سوم، نیروهای گردان امام رضا(ع) تلفات زیادی دادند. دشمن آنقدر نزدیک بود که نارنجک‌هایی را که به طرف نیروهای گردان پرت می‌کردند، بچه‌ها قبل از انفجار آنها را بر می‌داشتند و دوباره به سمت نیروهای عراقی پرتاب می‌کردند. مهمات گردان درحال تمام شدن بود. از نیروها هم پنجاه نفر بیشتر باقی نمانده بود. حمید آقا آنها را دور خود جمع کرد و رو به آن‌ها گفت: برادرها! اگر گوش‌هایتان را تیز کنید صدای پچ‌پچ عراقی‌ها را می‌شنوید. باید بگویم کافی است این محور سقوط بکند، نه تنها فاتحه‌ی خودمان که فاتحه‌ی عملیات هم خوانده خواهد شد... برادرها! مواظب باشید. از عقبه خبری نیست مهمات هم دارد تمام می‌شود. می‌خواهم هرطور شده مقاومت کنید تا خط را نگه داریم...
 
1. به نقل از احمد دهقان، بوی باران، بوی باروت
نویسنده: سیاوش رحیمی
ناشر: نشر خوبان
لینک کوتاه : http://12000shahid.ir/q/s261662
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد