تصاویر جبهه و جنگ

« حالا دلم هوای اروند کرده همان اروند که همین امسال نزدیک به 200 شهید غواص آوردند که در اروند به شهادت رسیده بودند. همان اروند پر تلاطمی که پسر 14 ساله‌ای که تو همان عملیات رفت تو اروند و دیگر بر نگشت. همان اروند که شده بود برای دشمن زرهی ما نقطه قوت، تا برادران ما را با دیوارهای زرهی که در داخل آب ساخته بودند به شهادت برسانند . همان اروندی که در آن دوستی که تیر خورده بود به دوست دیگرش گفت: سرم را زیر آب اروند بکن تا دشمن از عملیات بویی نبرد. می‌خواهم بگویم از طلاییه که خاکش واقعا طلاست چون خاکش از گوشت و استخوان طلاهایی مثل شهیدان مهدی باکری، حمید باکری، سرلشکر حاج ابراهیم همت و شهید حسین خرازی است. امیدوارم خاک طلایی که آوردم از طلائیه بتواند کمکم کند تا سال بعد جواب سلامم را از شهیدان بگیرم.» (فاطمه ناظمی – آموزشگاه شهید باهنر)

 

٭ « طلبیدند. شهدا طلبیدند و آمدیم. از خلخال آمدیم تا تمرچین. رسیدیم به مرزی که سراسر خاکش بوی شهیدانی است که جان بر کف در این مکان‌های مقدس در برابر دشمن ایستادگی کرده‌اند و نشان آزادگی و مروّت را برای ما نسل‌های آینده به یادگار گذاشته‌اند.

سرتاسر این مرز پریادبود نشان از لاله هایی بود که روزی در وجب به وجب این خاک پا نهاده بودند و جنگیده بودند. تمرچین یادآور انسانهایی بود که همواره نامشان در تاریخ جنگ تا ابد ماندگار و زنده است. » (مریم بختیاری – دبیرستان سمیه خلخال)

٭ « سخن دلم را بر روی این صفحه می‌نویسم تا کمی دلم را آرام کنم، اگرچه دلم چون دل تو پاک نباشد اما هرگاه به تو فکر می‌کنم یاد ایثار، گذشت ، فداکاری و دفاع جانانه شما می‌افتم و پاکی دلت در برابر چشمانم مجسم می‌شود.

این را می‌دانم که تو تشنه‌ی شهادت بودی  تا شربت شهادت ننوشیدی آرام نگرفتی. این را هم می‌دانم که در سخت‌ترین لحظات از ایمان قوی تو کاسته نشد. همه‌ی این‌ها را می‌دانم اما نمی‌دانم چگونه من نیز مثل تو باشم. به من بگو چگونه؟» (کوثر حسنی کوه کمری – دبیرستان صدیقه کبری )         

« حروف جزئی از کلمه است و کلمه، جزئی از جمله و چه نیکوست جملاتی که از عاشقان سرزمینمان سخن بگوید؛ عاشقانی که با شور به سوی خدا رفتند؛ عاشقانی که عشق به خدا داشتند. چقدر خوب است که ما، هر دم از گل‌های پرپرشده سخن برانیم گل‌هایی که بخشی از باغ نهضت اسلامی بودند .

آرزوی قلبی من این است که روزی فرارسد که ما هم بدانیم که بودیم؟ و چه هستیم؟ ای شاهدان تاریخ! می‌دانم برایتان کم گذاشته‌ایم و در همه‌ی موارد کوتاهی کرده‌ایم. شما ما را ببخشید ؛ ما را ببخشید تا خدا نیز ما را ببخشد. خجالت می‌کشم که بگویم من هم بنده‌ی خدا هستم، خجالت می‌کشم که نام شما را بر زبان آورم. خدایا مرا ببخش به خاطر کارهایی که کردم به حرمت این گل‌های پرپر شده و دل‌های سوخته در سینه عاشقانت.» (رقیه جوادیان – دبیرستان کوثر چاراویماق)

« از دیدن این صحنه‌های غم‌انگیز بسیار ناراحت شدم. جان فشانی‌هایی که سربازان وطن به خاطر نگهبانی از کشور انجام دادند ستودنی است. رحمت الهی شامل حال آنان باشد.

انسان زمانی که پای به این مناطق مقدس می‌گذارد سختی‌هایی را که رزمندگان عزیز متحمل شده‌اند با جان و دل احساس می‌کند. ما دانش‌آموزان سعی داریم تا راه آنان را ادامه داده و سرزمینمان را سربلند سازیم. جانم فدای خون‌های گلگونی که ریخته شد. » (مریم حنیفی – آموزشگاه سردار ملی تبریز)

٭ « این اردو به نظر من در آگاهی دانش آموزانی همانند من بسیار مؤثر است. من در این اردو احساس واقعی یک  رزمنده دوران دفاع مقدس را به هنگامی که عازم جنگ بود و از خانواده و زن و فرزندانش دور می‌ماند درک کردم. چنین اردوهایی باید برای مدتی طولانی برگزار شوند چرا که برای دانش‌آموزانی که آگاهی اندکی نسبت به دوران جنگ دارند بسیار مفید است.» (فائزه هاشمی – آموزشگاه کلکته چی تبریز)

٭ « چقدر لحظه‌ها سخت بود و تیک تاک ساعت! لحظه‌ی طاقت! ضربه عادت! از پی هم می‌گذرند لحظه‌ها! چه عاشقانه است دیدن شوق خدا! و چه دردآور است خواندن عشق و دعا،  آن‌دم که شهید، لحظه‌ی عشق را احساس کرد و آواز علی را. تانک‌ها خون شد و باد صبا ذکر خدا گفت و و او زیر لب نجوا کرد : می‌روم جان بدهم در ره عشقت یا حسین! » (سروین ولی زاده – فرزانگان ارومیه)

« حس خوبی دارم که مزار شهیدان را از نزدیک زیارت می‌کنم و آن‌ها را با تمام ایثارگری و شجاعتشان درک می کنم و واقعاً تحت تأثیر قرار می گیرم. این نخستین سفر من به این دیار نیست اما هیچگاه از درددل کردن با شهیدان خسته نشده‌ام. توصیه می‌کنم همه در چنین سفرهایی شرکت کنند چون زیبا است و تجربه‌های نابی کسب می‌کنند.» (صبا آب خوار آموزشگاه نسیبه)    

 1        
تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 12000 شهید آذربایجان غربی می باشد